يادداشت هايي در باب تاتر تجربي و زندگي ايده آل


1) شايد عنوان اين يادداشت در نگاه اول كمي عجيب به نظر برسد، اما نبايد در اين مورد فريب عنوان را خورد. شايد معناي عنوان اين باشد كه تاتر تجربي با نوعي زندگي ايده ال در پيوند است و يا دست كم به آن منجر مي شود. پاسخش هم نه است وهم آري. نه، چون تاريخ تاتر به ما نشان داده است كه فداييان تاتر تجربي لزوماٌ زندگي ايده الي نداشته اند؛ نمونه بارز اين امر زندگي آرتوي مجنون است. در مورد مابقي هم اساساٌ رخدادهاي مدرنيسم به زندگي ايده الي منجر نشده است. هرچند اين به معني پذيرش تام و تمام كنش اين اشخاص در مقام هنرمند نيست. تاتر تجربي در حالي كه در ابتدا كنشي راديكال در قبال دستاوردهاي مدرنيسم و جامعه بورژوازي محسوب مي شد، اكنون و به طرزي مسخره، به يكي از نمودهاي فرهنگي جامعه بورژوازي تبديل شده است. ديگرحتي هيچ بچه اي از جيغ و فريادها، چشم از حدقه درآوردن ها، كلفت كردن صدا و ساير اعوجاج هاي بدني هراسي به دل راه نمي دهد. به عبارت ديگر، تاتر تجربي در دل جامعه مصرف گراي امروزي به بخشي از كالايي بدل شده است كه جايش در پشت ويترين ها نبايد خالي باشد، از انواع خارجي آن گرفته تا انواع وطني آن، كه طبق معمول از نظر مرغوبيت هيچ شباهتي به نمونه هاي اروپايي و يا حتي چيني و هندي و ژاپني خود ندارند.

2) در عين حال، توليد، تقليد، و مصرف روز افزون تاتر تجربي در شرايط بيمار تاتر ايران خود نشانه اي است دال بر اين كه فعلاٌ ذائقه جامعه تاتري و يا حتي سليقه روز (دست كم به همان مفهومي كه مثلاٌ در مورد لباس به كار مي بريم) چنين جنسي را مي پسندد. جنسي كه آشغال بودن آن محرز است ، اما اين آشغال بودن را با چاشني مختلف (از جمله بادي آرت) پنهان مي كند. شارلاتانيسم هنري از دل هين شرايط است كه خود را به رخ مي كشد. جالب اين جاست كه تاتر تجربي ايراني بيش از هر چيز شكل سوغاتي فرنگي را به خود مي گيرد: مي توان چند صباحي به يكي از كشورهاي غربي، به خصوص فرانسه رفت، دوماهي را در وركشاپي پرسه زد و سپس آموزهاي نيم بند آن را با خود به ايران آورد و بلافاصله آن را در قالب يك وركشاپ يا تاتر به نمايش گذاشت. نگاهي به جو وركشاپ هاي ايراني (كه هميشه شبيه مهماني هاي خصوصي هستند) خود به اندازه كافي گوياي اين امر است كه چگونه تاتر در آن جا شبيه يك شي دست به دست مي شود. بنابراين امروزه هر آدم تاتري، ولو بي سواد، مي تواند هنگام برگشتن از فرنگ چمدانش را به جاي لباس از تكنيك هاي تاتري پر كند، تكنيك هايي كه در بهترين حالت شبيه دستورالعمل پخت غذا هستند.

3) بنابراين تاتر تجربي از اين حيث با نوعي زندگي ايده آل پيوند مي خورد كه فوراٌ با مظاهري نظير ماشين آخرين مدل، لباس آلامد، واتاق هاي پذيرايي مبله، به ياد آورده مي شود. بي دليل نيست كه امسال در جشنواره تاتر فجر با لشكري از آثار بي سروته اي روبرو بوديم كه خود را تجربي يا پرفورمنس مي ناميدند. مسئولان تاتري ما هم به دودليل عمده اين تاتر را مي پسندند: اول به خاطر اين كه اين نوع تاتر اساسا بي خطر است، و دوم ، به خاطر اين كه مي توانند با اين تاتر به غربي ها پز بدهند. (مگر نه اين است كه تاتر تجربي در هرحال از مظاهر مدرنيسم و پيشرفت محسوب مي شود.) اين پز مشابه با همان پزي است كه ماشين سمند اين روزها براي ما ايفا مي كند.

4) مسخره ترين حرفي كه بعضاٌ از دهان آرتيست هاي تاتر تجربي هم به گوش مي رسد (چيزي كه خوشايند روساي تاتر نيز هست) رد مطالبه تاثيرات سياسي براي تاتراست. غالبا همه ما اين جمله كليشه اي را شنيده ايم كه سياست چيز كثيفي است، يا هنر را چه به سياست. چنين جملاتي در وهله اول، بيانگر نوعي بندوباري فكري و يا حتي فقدان مسئوليت پذيري است. در عين حال، بي طرفي سياسي و يا حتي نداشتن موضع سياسي، خود در انتها نوعي موضع سياسي است كه اتفاقاٌ زماني در شمار دستاوردهاي سياسي بوده است. تنفر اين دسته هنرمندان از برشت و تاتر سياسي هم بي دليل نيست. اگر هم برشتي در كار باشد مي توان اخته اش كرد. من به ننه دلاور كلاوس پيمان فكر مي كنم كه در نهايت همه چيز بود منهاي برشت، برشت بورژوايي. برشت منهاي تاثير گذاري سياسي اش به مفت هم نمي ارزد. در اينجا البته منظورم تاثيراتي است كه علاوه بر محتوا در فرم هم نمود مي يابد. مقايسه ننه دلاور پيمان و اورستياي پيتر اشتاين خود به اندازه كافي گوياي امر است.

5) در تاريخ ادبيات نمايشي بهترين آثار همان هايي بوده اند كه ابداعات فرمال را با ايده اي سياسي در هم آميخته اند. شايد بايد از هملت مثال زد تا مفهوم سياست در تاتر روشن شود. آيا اين نمايشنامه سياسي است؟ اگر از كارگردان هاي بزرگ وطني سوال كنيد، با هزار فيس و افاده اول براي شما توضيح مي دهند كه سياست چيز كثيفي است و بعد مي گويند هملت نمايشنامه سياسي نيست. يان كات در مقاله هملت نشان مي دهد كه چگونه در شرايط دنياي كمونيستي هملت نمي تواند سياسي نباشد. برشت در دوره آلمان نازي همين مسئله رابراي شما توضيح مي دهد (ن ك به ارغنون كوچك تاتر، نشر خوارزمي)، كوزينتسف، مارويتز و بروك در دهه شصت وهفتاد، گوته و هوگو در قرن هژدهم، و الي آخر: كشوري در آستانه جنگ به سر مي برد، اما حاكمان و مردم و نخبگان (هملت) به جاي آمادگي براي جنگ، درگير دعوايي خانوادگي و كينه توزي هاي قديمي مي شوند. در انتها غاصب جوان با بهره برداري از شرايط خفقان، نارضايتي، و ديكتاتوري داخلي به كشور حمله مي كند و آن را غصب مي كند. آيا اين داستان از داستان حمله جرج بوش پسر به عراق و افغانستان چيزي كم دارد؟ امروزه نزاع فورتينبراس جوان و كلاديوس، بي شباهت به نزاع جرج بوش پسر و صدام حسين نيست. هملت هميشه و در هر شرايطي، نماد خودآگاهي فرهنگي، شورش داخلي، ياس اجتماعي، و يا حتي خودكشي اجتماعي است. امروزه و براي تفسير شرايط سياسي/اجتماعي خودمان به چه هملتي نياز داريم؟

6) تاتر گاردزنيتسا Gardzienice احتمالا در حال حاضر از معدود گروههاي تجربي و آوانگارد است كه بدون جذب شدن در فرهنگ رايج تاتر تجربي اروپايي فعاليت مي كند؛ تاتري كه راه خود را از فرهنگ مصرف دور كرده است و به مسيرهايي مي انديشد كه تا به حال تجربه نشده اند. گويي ولادزيمير استانيه وسكي آخرين سرخپوست قبيله تاتر محسوب مي شود.

7) چندي پيش به مجله اي به نام «زندگي ايده آل» برخوردم كه عكس يكي از هنرمندان تاتر تجربي ايران را به صورتي تمام رنگي و چهره اي كاملاٌ راضي و خوشحال چاپ كرده بود!

۳ فروردين ۱۳۸۷





نظر خوانندگان:


گورکن دیوانه  [www|@] :   (شنبه، ۳۱ فروردين ۱۳۸۷، ساعت ۲:۰۱ صبح)

آقای علیزاد مطلب بدی نبود هرچند توضیحی در مورد المانهای تئاتر تجربی هم میدادید بد نبود... به قول معروف: هروقت چیزی را ویران میکنید به فکر بر پا کردن چیزی به جای آن باشید.
باز هم سپاس و یک سوال.
اجرای ددالوس و ایکاروس آقای غنی زاده یک کار تجربی یا پرفورمنس بود؟
...!


  [www|@] :   (شنبه، ۳۱ فروردين ۱۳۸۷، ساعت ۱:۴۰ بعدازظهر)

سلام. در مورد المان های تاتر به اصطلاح تجربی ایرانی در مقالات قبلی ام توضیح دادم. خیر ددالوس و ایکاروس تجربی یا پرفورمنس نبود. فقط کاری متفاوت بود.در ایران چیزی به نام تاتر تجربی به مفهوم غربی اش وجود ندارد.


مرضیه  [www|@] :   (شنبه، ۷ اردی‌بهشت ۱۳۸۷، ساعت ۴:۳۲ بعدازظهر)

اقای علیزاد من عاشق تاترم
نه هیچ چیز دیگه از بچگی استعداد این کار رو دارم
اما نمی دونم از کجا شروع کنم راهنمای کنید من شهرستانی ام و کارمند 27 سالمه و احساس میکنم برای یادگیری دیر شده لطفا با ایمیل جواب بدید




هرگونه نقل قول از مطالب اين وبلاگ تنها با ذکر آدرس وبلاگ مجاز است. نقل کامل يک مطلب تنها با اجازه‌ی نويسنده مجاز است.
خزه مسئوليتی در قبال مطالب اين وبلاگ ندارد.