رپرتوار تآتر شهر يا نظريه اجرا
حكايت اجراي كنوني آثار برگزيده سال 85 در قالب يك رپرتوار تآتري، موفقيت برخي از اين آثار در جلب تماشاگران و بعضا ً شگفتي خواندن شان ( و حتي تبليغ مضحك آن ها از طريق sms )، بيشتر به حكايت مردي شبيه است كه با يك چشم، پادشاه سرزمين كورهاست. تماشاگر تآتر براي ديدن «تآتر» به تآتر شهر مي رود و بديهي است كه او فقط مي تواند همان چيزي را ببيند كه به عنوان تآتر در اختيارش گذاشته اند. در فقدان هر گونه جريان تآتري مي توان به صورت مصنوعي، اين يا آن اثر درجه دوم تآتري را به عنوان شاخصه آثار خوب تاتري به مردم معرفي كرد و آن را بر اساس معيار بي ضابطه استقبال تماشاگر به عنوان شگفتي و رخداد تآتري معرفي كرد. اگر استقبال تماشاگر را معيار يك كار خوب تآتري معرفي كنيم، در آن صورت بايد تآتر گلريز و آثار نمايشي اش را بهترين نوع تاتر بدانيم!
ولي از نظر من اين روز ها « مهم ترين رخداد تآتري»، نه اجراي اين يا آن اثر دست دوم تآتري، بلكه چاپ و انتشار كتاب عالي و پر اهميت ريچارد شكنر تحت عنوان « نظريه اجرا» (Performance theory) ست. اين كتاب كه توسط انتشارات سمت و با ترجمه دقيق مهدي نصرالله زاده چاپ شده است، در دنياي انگليسي زبان شاني كلاسيك يافته است و از زمان اولين انتشار خود در سال1977 بارها و بارها تجديد چاپ شده است. شكنر نزد اهالي تآتر چندان نام نا آشنايي
نيست و قبلا ً در زبان فارسي چند مقاله او در مجلات يا كتب تآتري به چاپ رسيده است
شكنر علاوه بر اينكه در عرصه نظريه تآتر و اجرا خط شكن بوده است در عمل هم يكي از برجسته ترين كارگردانان معاصر محسوب مي شود. وي در سال 1967 و در اوج فعاليت هاي تآتر آوانگارد، پايه گذار پرفورمنس گروپ يا گروه اجرا بود كه يكي از مهم ترين گروهاي تاتري تا دههء 1980 در آمريكا محسوب مي شود. شكنر در اين گروه و تحت تاثير گروتفسكي و آرتو برخي از مهم ترين اجراهاي آن زمان را به صحنه برد كه مهم ترين آن ها اجراي ديونوسوس در سال 69 بود. در اين سال هاي پر تب و تاب تآتري، شكنر در گير همه نوع فعاليتي مي شود: از فعاليت هاي تآتري گرفته تا تدريس در دانشگاه، فعاليت هاي سياسي ضد جنگ، براه انداختن يكي از معتبر ترين نشريات در حوزه هنر هاي اجرايي با نام مخفف TDR ( كه هنوز به فعاليت خويش ادامه مي دهد)، و در عين حال معرفي برخي از مهم ترين نخبه هاي تاتري آن زمان به تآتر آمريكايي كه معروف ترين شان گروتفسكي بزرگ بود.
اما آن چه كه « نظريه اجرا » را در رديف مهم ترين كتب تآتري چند دههء اخير جاي مي دهد، تغيير پاراديم رايج و سنتي تآتر، آيين و هنرهاي اجرايي است. اين كتاب با رويكرد انقلابي اش مفهوم اجرا را از صرف مفهوم اجراي صحنه اي جدا كرده و دامنه آن را تا آيين هاي بومي، ورزش ها، بازي، سرگرمي هاي عامه پسند، دعاوي حقوقي، انتخابات، روان درماني و ... گسترش مي دهد:« امروزه من با اطمينان از اجرا صحبت مي كنم، اما در آن سال ها در اينكه اجرا دقيقاً چيست مطمئن نبودم. مي دانستم اجرا چيزي است جز آن چه بر روي صحنه هاي تآتر نيويورك، لندن، يا پاريس ظاهر مي شود. از ظهور هپنينگ ها در اوايل دههء 1960 تا اجراي پر شور و حرارت درام اجتماعي... در يافتم كه اجرا مي تواند در همه جا، تحت شرايط بسيار گوناگون، و براي اهدافي بسيار متنوع، اتفاق بيافتد»( ص 1).
وي در يكي از جديدترين پژوهش هاي خود در كتاب «مطالعات اجرا« (Performance Studies 2002) اشاره مي كند كه امروزه مي توان هر چيزي را در مقام اجرا بررسي كرد.هر چند كه چنين چيزي بدان معني نيست كه حوزه مطالعات اجرا حوزه اي نا متمركز و در عين حال فاقد قدرت ارزشگذاري است. به زعم شكنر پيش از شكل گيري مقوله مطالعات اجرا، متفكران غربي عقيده داشتند كه كاملا ً مي دانند كه اجرا چه چيزي هست يا نيست. ولي در واقع از لحاظ تاريخي يا فرهنگي در مورد اينكه اجرا چه چيزي هست يا نه محدوديتي وجود ندارد. بنابر اين ما صرفا ً مي توانيم از طيف هاي اجرا نام ببريم كه در آن صورت شامل اكثر فعاليت هاي انساني مي شود.
شكنر ابتدا با حمله اي راديكال به يك نظريه مشهور آغاز مي كند: نظريه مكتب كمبريج كه مدعي است توانسته است به شرح خاستگاه هاي تآتر بپردازد. اين نظريه، كه امروزه هر دانشجوي سال اول تآتر در بدو ورود به دانشگاه آن را مي آموزد، طبق معمول شكل گيري و پيدايش تآتر به طور كل را به آيين محول مي كند و در ثاني مفهوم اجرا را تا حد هنر هاي اجرايي تقليل مي دهد. شكنر با رد قاطع اين نظريه، آيين را فقط يكي از فعاليت هاي انساني مي داند كه در كنار تآتر (به مفهوم اجراي نمايش ها در مقابل ديگران) شكل گرفته است و اساسا ً دليلي هم ندارد كه آن را هميشه سرآغاز تآتر بدانيم. در عين حال در دل نظريه كمبريج نوعي پيش فرض تكاملي- تاريخي نهفته است كه بر اساس آن تآتر غربي ( به طور مشخص تآتر يوناني) شكل پيشرفته و تكامل يافته آيين هاي بدوي است. بنابراين در اينجا ممكن است با نظريه اي استعماري هم سروكار داشته باشيم كه انواع فعاليت هاي انساني در هر جاي دنيا را با ترازوي تآتر «پيشرفته غربي بسنجد» و آن ها را احتمالا ً شكل خام يا پسرفته تجربه انساني بداند. از اين حيث ديدگاه شكنر به تاتر شرقي كاملا ً متفاوت از نگاه امثال پيتر بروك مي شود كه در پس رويكرد شيفته وارشان به تاتر شرقي نوعي نگاه استعمار گرانه آن هم از نوع فرهنگي اش به چشم مي خورد.
حوزه ديگري كه كتاب شكنر تا حد زيادي بر روي آن متمركز است، بحث رابطه متقابل تآتر با ساير اشكال فعاليت هاي بشري از جمله آيين ها، ورزش ها، بازي ها، اعمال روزمره، و در كل فعاليت هاي غير تآتري است. من گمان مي كنم اين بحث به خصوص مي تواند ما را از شر مباحث آشفته و بي سروته اي كه در نقد آيين، و تآتر وجود دارد خلاص كند. چون شكنر دقيقا ً به تعريف اين حوزه ها مي پردازد و به جاي اينكه صرفا ً بر تمايز آن ها انگشت بگذارد به تداخل و اشتراكات آن ها مي پردازد. از آن جايي كه بسياري از مباحث شكنر در اين كتاب با مثال هاي عيني همراه شده است، درك ماهيت برخي از مباحث پيچيده او، قابل فهم و در عين بسيار تاثير گذار شده است. با اين فرض به گمانم بد نيست منتقدين شهير و صاحب نظران تعزيه ما نيز در مباحث خود در مورد شكل گيري تعزيه به طور كل تجديد نظر كنند!
چاپ كتاب «نظريه اجرا» علاوه بر اينكه مي تواند تا حدي به شارلاتانيسم نظري و عملي در تآتر ما پايان دهد، مي تواند پايه گذار مباحث و دروس اجرا در دانشگاه ها و محافل آكادميك باشد و آن را جايگزين مباحث و دروس نخ نما شده اي بكند كه امروزه ديگر در عرصه نظريه و اجرا محلي از اعراب ندارند.
۴ تير ۱۳۸۶
هرگونه نقل قول از مطالب اين وبلاگ تنها با ذکر آدرس وبلاگ مجاز است. نقل کامل
يک مطلب تنها با اجازهی نويسنده مجاز است.
خزه مسئوليتی در قبال مطالب اين وبلاگ ندارد.


